تارخ شفاهی جماران

 

تاریخ شفاهی در محلات دارای اهمیت ویژه ای است و به همین منظور پایگاه اطلاع رسانی مسجد و محله جماران بر آن است که برای ثبت این خاطرات و تاریخ این محله با بزرگان و افراد قدیمی به گفت و گو بپردازد.خانم زهرا عرفاتی متولد 1315  است.نام پدر او حاج محمد عرفاتی بوده است ، او از بزرگان و معتمدین محله جماران بود.ذهن او پر از خاطرات مربوط به سال های نه چندان دور که شاید حالا بسیاری از قدیمی ها هم آن را فراموش کرده باشند .دستگیری از یکدیگر و صفا و صمیمیت بین آن ها از جمله مسایل است که بیشتر از همه در آن دوران بارز است .در ادامه گفت و گوی ما را با وی می خوانید .

 

جماران در دگذشته چه شکل و شمایلی داشت و زندگی مردم در آن به چه شکل بود؟

یادم است قدیم ها از سر قناتی که در زیر مسجد جماران قرار داشت ، با کوزه  آب بر می داشتیم و جماران اصلا شکل و شمایل فعلی را نداشت .در قدیم وقتی در ماه رمضان یخ نیاز داشتیم ،به خیابان جوزستان می رفتیم و داخل یخچال پله ها را پایین می رفتیم و یک قالب یخ را 5زار (5ریال) می خریدیم .

در آن زمان جماران به صورت محله به محله بود و تکیه پایین وجود داشت . خانه حاج آقا حسن امام جمارانی تکیه بالا بود .آنجا حسینیه بود و فضای حسینیه دارای طالق نماهای متعدد بود .و معمولا مراسم های مذهبی و سینه زنی در آنجا انجام  می شد.حوض خوبی هم در آن حسینیه وجود داشت.

یادم است قدیم ها در جماران در های منزل را قفل نمی کردند، چرا که اصلا دزدی وجود نداشت .معمولا هر وقت شب تا سحر را در ماه رمضان به تکیه میرفتیم ،در خانه را نیمه باز می گذاشتیم و می رفتیم .و تا صبح هم که برمی نمی گشتیم هیچ کس برای دزدی به خانه نمی آمد .یادم است در بسیار ی از مناسبت ها پدرم خرج می دادند.آبگوشت ،پلو و سمنو از جمله غذاهای نذری بود که در آن زمان برای مناسبت ها پخته می شد .

جماران در کودکی شما چه شکل و شمایلی داشت ؟

در آن زمان بیشتر جماران به صورت باغ بود و حالا تمام آن زمین ها در حال تبدیل شدن به برج ها است .آن موقع بیشتر کوچه های جماران تنگ بود و دیوار ها هم همه کاهگلی بودند .فضای جماران به گونه ای بود که زمانی که زمستان ها برف ها را به زمین می ریختند ، از روی برف ها به پشت بام های خانه های همدیگر می رفتیم و از آنجا به خانه خودمان می رسیدیم .در آن زمان ها کسی در خانه حمام نداشت و همه از حمام عمومی  محل استفاده می کردند و به  کوچه ای که حمام محل در آن قرار داشت ، کوچه حمام می گفتند .

دو حمام در محل داشتیم .یکی حمام کوچک بود و دیگری حمام بزرگ .زمان های حمام کوچک مردانه بود و حمام بزرگ مردانه و زمان های هم بالعکس .آب مورد نیاز محله جماران نیز از محلی بالاتر از باغ ها یزاهدی و از دل کوه تامین می شد.فضای جماران در قدیم به گونه ای بود که همه به یکدیگر رسیدگی می کردند .و دست یکدیگر را می گرفتند.اگر کسی مال زیادی به همسرم می داد ایشان حتما به فقرا رسیدگی می کردند .

صحرای خسیل به کجا گفته می شد؟

از سمت ابتدای خیابان یاسربه سمت جماران در گذشته صحرای خسیل گفته می شد .البته مردم به طنز به این منطقه شغال آباد هم می گفتند .چرا که شغال هم زیاد داشت .استخری هم در آنجا بود که به آن استخر آقا می گفتند .و معمولا دست هایمان را در همان استخر می شستیم .منطقه دیگری در آنجا بو د که به آن گرجهرونه (دره جنی ) می گفتند .و پسر ها و جوانان در آنجا جارو میکنند.یادم است فردی به نام حاج احمد غروب ها همیشه در آن منطقه آواز می خواند.و صدایش را همیشه غرو ب ها می شنیدیم .برخی از مردم از دل کو ه های بالاتر از جماران سنگ ها یمورد نیاز برای ساخت خانه ها را تامین میکردند و به فروش می رساندند.

قبرستان جماران در کجا واقع شده بود ؟

در زیر بسیار ی از ملک های که در بعضی از نقاط جماران ساخته شده است، همگی قبرگذشتگان مردم محل بوده اند.فکر می کنم از میدان جماران تا ابتدای تالار عقیق همگی قبرستان بوده است ،حتی خیابان اصلی جماران هم از قبرستان قدیم جماران عبور می کند .معمولا در آن زمان برای مراسم شب هفت اموات همه جا را فرش می کردند .و پس از روضه خوانی به مردم شام می دادند .و همه هم در این مراسم ها شرکت می کردند .قدیم ها پایین تر از خیابان دیگر همه جا زمین کشاورزی جماران بود.

رابطه تهرانی ها با جمارانی ها چگونه بود؟

پایین تر از محله جماران منطقه ای بود به نام جوزستان وجود داشت که در آن باغ ها قرار داشت .و ما هم در آنجا باغ داشتیم .بیشتر این منطقه از گذشته وقف شده بود و متعلق به قدیمی های جماران بود در این منطقه معمولا تخت های زده می شد و وقتی تهرانی ها به این منطقه می آمدند .می گفتند اعیان آمدند .آن ها روی این تخت ها می نشستند . و معمولا از ما ماست و تخم مرغ محلی خریداری می کردند .در آن زمان ها این منطقه پر از درخت و باغ بود .مسجد جوزستان هم بعد ها در اینجا ساخته شد.

محصولات کشاورزی معمولا در جماران چه بود؟

به غیر از گندم ، نخو د سبز ،نخود سفید ،هویج ،لوبیا و خیار هم در جماران کاشته می شد .و معمولا همین محصولات کشت و زرع هم فروخته می شد .یادم است در آن زمان یک کونی هویج 5 تومان فروخته می شد.در ختان میوه زیادی هم در جماران وجود داشت.در باغ ما درختان کردو و گوجه وجود داشت .جالب این بود که بین باغ ها دیواری هم نبود.و مردم خودشان حلا ل و حرام را رعایت می کردند .و وارد باغ یکدیگر نمی شدند .چیدن محصولات صیفی معمولا توسط کار گر های خانوم یکه در جمارن بودند انجام می شد و هر روز صبح هم محصولات را به میدان می بردند و به فروش می رساندند .درختان سیب،گیلاس،و سایر میوه ها در باغ های جماران وجود داشت .

فرآیند تهیه گندم و پخت نان در دوران کودکی شما در جماران به چه شکلی بود.؟

معمولا پس از کندن گندم ها در جماران ، آنها را روی یکدیگر کلاسه می کردند .خانم ها هم سوار می گرفتند و به وسیله آن آبکش و موارد دیگر را می بافتند و به فروش میرساندند .معمولا گندم ها را در آسیاب می ریختند .و حیوانی مانند اسب و الاغ را به چرخ آسیاب می بستند .تا کندم خوب آسیاب شود .در این زمان معمولا تفریح دوران بچگی ما این بود که ماهم سوار بر این حیوانات می شدیم .و حسابی چرخ می خوردیم .در نهایت کاه ها را خرد می کردند .و شب تا صبح آنها را باد می دادند تا از گندم ها جدا شود و همینطور تا صبح گندم ها را به انبار می آوردند .تا در انجا نگهداری شود زیر انبار گندم در خانه ما سوراخی وجود داشت که آن را با پارچه گهنه ای می پوشاندند .آسیاب گندم در خیابان فرمانیه قرار داشت .ما معمولا گندم را به آنجا می بردیم و آسیاب می کردیم و بعد در خانه نان می پختیم.

در آن زمان در جماران چه مراسم هایی وجود داشت؟

سینه زنی و شام و ناهار از جمله مواردی بود که گذشته تا به امروز در مراسم های جماران جریان داشته است.

عروسی ها در آن زمان در جماران چگونه برگزار می شد ؟

در زمان برگزاری عروسی هادر جماران هم بالا محله ها و پایین محله ها همگی دعوت می شدند و ناها ر و یا شام مختصری در کنار یکدیگر می خوردند و همه چیز به سادگی برگزار می شد و همه هم پس از حضور در مراسم معمولا مبلغی بین 2 تا 10 ریال در مجمر می انداختند و از مراسم خارج می شدند .

مردم جماران در آن زمان چه شغلی داشتند و زنان در این میا ن چه وظایفی بر عهد ه داشتند .؟

اکثر شغل مردم در جماران در زمینه کشاورزی ، و باغداری و همچنین دامپروری بود .زن ها در آن زمان در در خانه ها نان می پختند .در ان زمان مردم در خانه های جماران گاو و گوسفند داشتند و به همین دلیل شیر می فروختند یادم است قیمت شیر در آن زمان برای هر چارک 2 ریال بود .پول فروش شیر هم یکی دیگر از در امد های ما بود.

نماز عید فطر در کجا و توسط چه کسی خوانده می شد ؟

معمولا مردم در مسجد قدیمی جماران و برای مراسم های مذهبی دور هم جمع می شدن و در آنجا تصمیم می گرفتند که چه کسی در محل مستحق هستند و باید چگونه به آنها کمک کرد .نماز عید فطر معمولا در همین محل قبرستان سابق جماران که محدوده آن نزدیک به محل ورزشگاه فعلی و تالار عقیق می شد ، توسط حاج آقا حسن امام جمارانی خوانده می شد .حاج آقا مهدی امام جمارانی هم برای مردم جماران دارای احترام خاصی است .چرا که این خانواده خانه خود را نیز برای سکونت امام (ره) در اختیار ایشان قرار دادند.مردم همواره از قدیم در مراسم های سینه زنی به همین منزل می رفتند و چند دقیقه ای در حیاط همین منزل سینه زنی می کردند .مردم از زمان های درو برای خانواده امام جمارانی به خصوص پدر بزرگ حاج آقا مهدی احترام ویژه ای قائل بودند تکیه ای در این محل وجود داشت که به نام تکیه پایین معروف بود و خود تکیه راهم  پدرم ساخته بود.چند تا پشتی هم برای تکیه خریده بودند و من هم در خرید آنها کمک کرده بودم .

زمان صدور فرمان بی حجابی را در جماران به یاد دارید ؟

بله یادم است فرمان بی حجابی اعلام شده بود اما ما باید برای تامین مایحتاج خانه مانند خرید گوشت از خانه خارج می شدیم .یادم است یکبار مادرم به دنبال به خانه عمه حاج آقا مهدی امام جمارانی  آمده بود تا م را از مکتب به خانه برگرداند .کد خدای حصارک نزدیک در مکتب مادرم را با چادر دیدو مادرم فریاد زد یا حسین و به داخل مکتب دوید .اما بخشی از چادر مادرم بیرون از خانه مانده بود و به همین دلیل هم کد خدا چادر مادرم را می کشید و مادرم هم در داخل خانه مقاومت می کرد .مادرم در هم جریان زمین خورد و بچه اش سقط شد .

زمین های کشاورزی خانواده شما در کجا قرار داشت ،و در آن زمان چه محصولاتی وجود داشت ؟

زمین کشاورزی ما پایین تر از خانه مان بود و ما از خانه به سمت خیابان جوزستان حرکت می کردیم تا به زمین ها برسیم .خیلی مواقع سماق،باقالی و ازگیل از این زمین ها می کندیم و می خوردیم .

شغل پدرتان چه بود؟

شغل پدر من چوبداری بود خیلی مواقع او به لواسان و دیگر مناطق می رفت و گله های 2000تا 3000 تایی گوسفند یا گاو را می آورد.و همه آنها را فردای آن روز به فروش می رساند .شاخ و برگ درختان باغ ها هم برای ساختن سقف خانه ها و کاه هم برای خوراک حیوانات کاربرد داشت .

پدر من رعیت بود و کارگر های زیادی داشت خیلی مواقع می شد که پدرم با بیش از ده کارگر به خانه می آمد.ما هم باید به همه این کارگر ها نهار می دادیم .ماهم معمولا آبگوشت یا قرمه سبزی درست می کردیم و البته نان تافتون را هم خودمان می پختیم .

یکی از تصاویر ی که بر دیوار خانه زهرا عرفاتی به چشم می خورد ،عکس پیرمردی بود که چپقی در دست داشت .از خانم  عرفاتی پرسیدم این تصویر چیست ؟

این تصویر پدر بزرگ من است که توسط یک نقاش خارجی در سال های دور کشیده شده است . البته در آن زمان هنوز عکس معمول نشده بود .بعد ها همسرم و برادر شوهرم تصور پدر بزرگ را در جایی می بینند و خریداری می کنند البته در  ابتدا آن فرد حاضر نبوده است تصویر را بفروشد و تصویر کوچکتری از آن تهیه می کند و به فروش می رساند.

شغل همسرتان چه بود،ایشان در جریان 15 خرداد سال 42 فعالیت داشتند .؟

بله ایشان فعالیت انقلابی بسیاری داشتند .علم در زمان نخست وزیری همسایه دیوار به دیوار ما بود همسرم در جریان قیام 15 خرداد سال 42 دستگیر شد و به آن ها حکم اعدام دادند .اما علم در زمانی که مشغول سان دادن از نظامیان بوده،او را می بیند و او را آزاد می کند علاوه بر این همسرم برای خانواده های زندانیان هم زحمت بسیار ی می کشیدو مشکلات آن ها را تا جایی که می توانست حل می کرد .

خاطرات شما از دوران کودکی و خانه حاج حسن آقا امام جمارانی چیست ؟

در کودکی خانه حاج آقا حسن امام جمارانی مکتب ما هم بود و برای آموزش به آنجا می رفتیم .آن زمان حاج آقا مهدی کوچک بود و به ما می گفت من روضه می خوانم و شما گریه کنید و ما هم همین کار را انجام می دادیم خانه حاج آقا پشت تکیه قرار داشت .و همین منزلی بود که امام (ره) نیز در آن سکونت داشتند .البته ظاهر خانه امام جمارانی شکل دیگری بود شکل فعلی خانه امام (ره) نبود آن خانه ایوانی داشت که هر کس با خود فرشی را به همراه می آورد و در آن جا می نشست و قرآن می خواند.

از حاج حسن آقا امام جمارانی چه خاطراتی به یاد دارید؟

یادم است معمولا حاج آقا حسن در زمانی که که ما به مکتب می رفتیم .در خانه بودند و هر کس که با ایشان کار داشت داخل منزل می رفت جلوی ایشان زانو می زدند .و مینشستند و هر سوالی داشتند از ایشان  می پرسیدند .ایشان معمولا صبح ها که ما مکتب بودیم .با عبا پیش ما می آمدند و می گفتند ...بابا همه تان خوب هستید...و سر یبه بچه های مکتب می زدند و به داخل اتاق خودشان می رفتند .در آن زمان معلم مکتب ما مادر و پدر حاج آقا مهدی  امام  جمارانی بودند معمولا حاق آقا حسن پسر شان حاج آقا مهدی را می فرستادند .تا از ما در س بپرسند ما هم در آن دوران کودکی 10 ریال به او می دادیم و می گفتیم  به حاج آقا حسن بگو که ما درس هایمان را بلدیم یادمان هست زمانی که ما درس هایمان را هم بلند نبودیم بخوانیم  حاج آقا مهدی به طنز به ما می گفت حالا فلکتان کنم .البته پس از مدتی من دیگر به مکتب نرفتم .جلسات مکتبی که ما در آن زمان شرکت می کردیم ، در ابتدا در منزل پدری حاج آقا مهدی امام جمارانی برگزار میشد ، اما بعد ها جلسات مکتب ها در منزل عمه حاج آقا مهدی برگزار شد.

رابطه مردم جماران با حاج آقا حسن امام جمارانی چگونه بود؟

در زمان های قدیم بیشتر امور جماران بر عهده حاج آقا حسن امام جمارانی بود.مردم نیز نسبت به ایشان بسیار علاقمند بودند حتی در زمان فوت ایشان مادر شوهر من از شدت ناراحتی یکی از بچه هایش سقط شد.حاج آقا سید حسن طباطبایی بودند و مردم محل به ایشان اعتقاد ویژه ای داشتند چرا که ایشان در برپایی مراسم های مذهبی و روضه خوانی و سینه زنی در حسینیه جماران نیز نقش فراوانی داشتند یادم است  حاج آقا مهدی هم زمانی در قم درس می خواندند و هر وقت برای زیارت به قم می رفتیم در حوزه میهمان ایشان می شدیم

 


نظرات

  1. محمد کشانی

    سلام

ثبت نظر